
امروز برای اینکه مثلا بقیع همکلاسیای جدید نفهمن تظاهر کردی مشکلی نداری ... اونا نمیدونن من و تو همکلاسی بودیم ... مثل غریبه ها رفتار کردیم ... حتی جدیدا سلام دادن ...حرف زدن ... ولی تو فقط کنارم نشستی ... منم سرم پایین بود ...تو گوشی .. دم در کلاس تا اینکه استاد اومد ... بعد کلاس میرفتم سمت خوابگاه عشقتو دیدم ...قشنگ همو دیدیم ولی هیچوقت برام اون مهم نیست ... حتی نگاش نکردم و رد شدم ... قبلنا به ظ...
ادامه مطلب
نمیدونم اهمیت میدی یا نه ...فقط نمیتونم نگم که خیلی دلم تو رو میخاد ،... نمیتونم نگم کل وبلاگا رو میخونم و هی کامنت میزارم و هی با یکی حرف میزنم و درباره زندگیشون میپرسم ... تا فکرم ازت منحرف بشه و به چیزای دیگه فکر کنم ... ولی همیشه قبل خواب این تویی که باز به ذهنم میایی... روز شاید هزار بار پروفایل واتس اپ ..تلگرام ..تینستاگرامتو چک کنم... با اینکه میدونم هیچوقت نمیخای برگردی بازم دیووونه وار دو...
ادامه مطلب
خیلی دلم تنگ شده برا دیدنت زودتر دانشگاه شروع شه ... اشکال نداره باز با یکی دیگه ببینمت و غصه بخورم ... اشکال نداره با عشقت قرار بزاری و من بغض کنم ... اشکال نداره مال من نیستی و من گریه کنم ... فقط دلمبرات تنگ شده بیا تا ببینمت ... چقدر بغضم سنگینه تو گلوم .......
ادامه مطلب