خرید بک لینک
خیلی وقت میشه پست نمیزارم و نمیخاستمم بزارم...یهو دلم خاست بعد چندین ماه یه پستی بزارم ...همیشه چک میکردم اینجا رو تقریبا هر روز ولی حوصله پست گذاشتن نداشتم... قرارم نیست دوباره فعال بشم اینجا چون وقتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا رضاپور تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 22:30

هر بار گفتم حذفش میکنم ول اینکار رو نکردم، اما این دفعه چند روز دیگه تموم این خاطرات چرت رو پاک میکنم..

فقط بهم نشون داد که حماقت های زیادی کردم و وقت و زندگیمو چجوری للکی الکی تلف کردم ...

حرف و داستان زیاده برای گفتن ... مخصوصا این همکلاسیای باحال جدید ...

فقط اینکه دوست ندارم فعلنا دیگه وبلاگ نویسی کنم ...

والسلام ...

برچسب: نویسنده: آریا رضاپور تاريخ: چهارشنبه 24 بهمن 1397 ساعت: 22:12

با اینکه انگار کارا درست پیش میره، ولی حسم خوب نیست ...

حالم خوب نیست...فقط خوب نیستم همین ....

برچسب: نویسنده: آریا رضاپور تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 19:31

با کسایی دوستم که میدونم اصلا درک و شعور ندارن، نمیدونم چرا خودم اصرار به پایبندی به این دوستامم دارم اخه... هیچوقت براشون کم نذاشتم، کارایی کردم که وظیفم نبوده،منتی نیست .. بخاطر دوستیمون بوده،باشه،ولی خوب میدونم اگه روزی بازم کاری که وظیفه ام نیست رو،واقعا در توانم نباشه انجام بدم ،همه ی خوبیامو یادشون میره و بهمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا رضاپور تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 19:31

دیوانه ای در شهر بود ک میگفتن از رفتن عشقش دیوانه شده است! روزی دیوانه از کنار جمعی میگذشت،بزرگان جمع به تمسخر به دیوانه گفتند:اهای دیوانه !میتوانی برای ما شعری بخوانی که ﺩﻩ ﺗﺎ ﮐﻠﻤﻪ " ﺩﻝ " ﺩﺍﺧﻠﺶ ﺑﺎﺷد ﻭ ﻫﺮﮐﺪاﻡ ﻣﻌﺎﻧﯽ ﻣﺨﺘﻠﻔﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ؟دیوانه گفت: بله میتوانم! ﺩﻟﺒﺮﯼ ﺑﺎ ﺩﻟﺒﺮﯼ ﺩﻝ ﺍﺯ ﮐﻔﻢ ﺩﺯﺩﯾﺪ ﻭ ﺭﻓﺖ،ﻫﺮﭼﻪ ﮐﺮﺩﻡ ﻧﺎﻟﻪ ﺍﺯ ﺩﻝ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا رضاپور تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 19:31

مثلا قرار بود این دوستمونم با خودمون ببرم دانشگاه، به هر زحمتی براش پذیرش گرفتیم، الان نمیره کارای ویزاشو درست کنه ... جالب این وضع اقتصادی خونواده ی اون چندین برابر دارم میگم چندین یعنی خععععلیییی بهتر از خونواده ی ماس ولی بازم انتظار داره خرجشو من بدم... خوب نیست توی عالم رفاقت گفتن این حرفا، ولی اخه یکم نباید از ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا رضاپور تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 19:31

دو ماهی میشه که رفتم ... نمیخواستم دیگه بیام...حتی نگا کنم وب رو چه برسه به پست گذاشتن ... ولی یهو دلم خواست داستان امروز و ناراحتی یه جورایی اینکه من احساس میکنم دلش شکسته رو بنویسم ... شایدم من اشتباع میکنم ولی اینطور بنظر رسید ... کلی داستان دیگه هست که بقیه رو توی دفترم نوشتم و اینجا حوصله و وقتش نبود ... خب ازادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا رضاپور تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 19:31

احساس ضعف و ناتوانی میکنم ... دغدغه دارم ...

تنبلم ... نمیشه گفت ...نمیشه نوشت ... خدایا کمکم کن ...

برچسب: نویسنده: آریا رضاپور تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 19:31

همه آدما ایمقدر گرفتاری دارن که وقت ندارن به چرت و پرتای بقیه گوش بدن ...

رفقا ما هم یکی از یکی بدتر ... فکر و ذکرشون دختر بازیه و این چیزا ...

اگه یه ادم یه روز دلش بگیره و بخاد حرف بزنه و یه مشکلی داشته باشه ...

کلا دلش بخاد یکی باشه که راهنمایی یا حتی فقط به حرفاش گوش بده ... باید چیکار کنه ...

احساس تنهایی شدیدی دارم ...

برچسب: نویسنده: آریا رضاپور تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 19:31

شاید باید این وبلاگ رو حذف کنم ... قبلا تقریبا همینقدر ازش گذشته بود... ذفعه اول سال ۹۳ بود وبلاگ رو نوشتم ... وسطاش پاکش کردم ... الان ۹۷ هستش ...خیلی چیزا تغییر کرده ...دیگه مثل سابق حسش نیست بیام ... شاید سابق هم از حماقتم میومدم و می نوشتم ... نمیدونم دنبال چی بودم ... هنوزم نمیدونم ... از روی تنهایی اینجا مینوشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا رضاپور تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 19:31

پریشونم و آشفته ام ... نمیدونم چی پیش میاد ...خدایا کمکم باش ... تاريخ :ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا رضاپور تاريخ: چهارشنبه 20 تير 1397 ساعت: 15:33

نمیدونم دلیل این کاراش چیه ، یعنی واقعا اینم میخاد درس بخونه ...&#ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا رضاپور تاريخ: چهارشنبه 20 تير 1397 ساعت: 15:33

اخه نمیتونم هضمش کنم ،چطور یه آدم کل روزش در مورد فکر کردن دربادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا رضاپور تاريخ: چهارشنبه 20 تير 1397 ساعت: 15:33

خیلی وقته درگیر کارامم و وقت نوشتن ندارم ...شاید بزودی رفتم از اینجا ...تا جا رو برای اون و دوست پسراش باز کنم ...ولی حق اون پسره هم بود ...چطور نفهمید دوستش نداره و داره ازش استفاده میکنه ...درسته که بهم نگفت برگردم ولی تمام مدت میدونم کع درگیر بود که به خودش بقبولونه که از ترک کردن من پشیمون نیست ...الان که فکرشو میکنم شایپ دنبال بهونه ای بود که از این پسرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا رضاپور تاريخ: شنبه 15 ارديبهشت 1397 ساعت: 14:06

چند شبیه که همش کابوس و خوابای بد میب&ادامه مطلب

برچسب: بدخوابی, نویسنده: آریا رضاپور تاريخ: شنبه 4 آذر 1396 ساعت: 11:37

صفحه بندی