377.بعد از مدت ها - تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 22:30
خیلی وقت میشه پست نمیزارم و نمیخاستمم بزارم...یهو دلم خاست بعد چندین ماه یه پستی بزارم ...همیشه چک میکردم اینجا رو تقریبا هر روز ولی حوصله پست گذاشتن نداشتم...xa0قرارم نیست دوباره فعال بشم اینجا چون وقت
376.پست اخر اخر قطعا هم آخر - تاریخ: 1397/11/24 ساعت: 22:12
هر بار گفتم حذفش میکنم ول اینکار رو نکردم، اما این دفعه چند روز دیگه تموم این خاطرات چرت رو پاک میکنم.. فقط بهم نشون داد که حماقت های زیادی کردم و وقت و زندگیمو چجوری للکی الکی تلف کردم ... حرف و داستان زیاده برای گفتن ... مخصوصا این همکلاسیای باحال جدید ... فقط اینکه دوست ندارم فعلنا دیگه وبلاگ نوی...
368.هعععیی - تاریخ: 1397/8/10 ساعت: 19:31
با اینکه انگار کارا درست پیش میره، ولی حسم خوب نیست ... حالم خوب نیست...فقط خوب نیستم همین ....
369.وضعیت دوستیای من - تاریخ: 1397/8/10 ساعت: 19:31
با کسایی دوستم که میدونم اصلا درک و شعور ندارن، نمیدونم چرا خودم اصرار به پایبندی به این دوستامم دارم اخه... هیچوقت براشون کم نذاشتم، کارایی کردم که وظیفم نبوده،منتی نیست .. بخاطر دوستیمون بوده،باشه،ولی خوب میدونم اگه روزی بازم کاری که وظیفه ام نیست رو،واقعا در توانم نباشه انجام بدم ،همه ی خوبیامو ی...
370.دلبر - تاریخ: 1397/8/10 ساعت: 19:31
دیوانه ای در شهر بود ک میگفتن از رفتن عشقش دیوانه شده است! روزی دیوانه از کنار جمعی میگذشت،بزرگان جمع به تمسخر به دیوانه گفتند:اهای دیوانه !میتوانی برای ما شعری بخوانی که ﺩﻩ ﺗﺎ ﮐﻠﻤﻪ " ﺩﻝ " ﺩﺍﺧﻠﺶ ﺑﺎﺷد ﻭ ﻫﺮﮐﺪاﻡ ﻣﻌﺎﻧﯽ ﻣﺨﺘﻠﻔﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ؟دیوانه گفت: بله میتوانم! ﺩﻟﺒﺮﯼ ﺑﺎ ﺩﻟﺒﺮﯼ ﺩﻝ ﺍﺯ ﮐﻔﻢ ﺩﺯﺩﯾﺪ ﻭ ﺭﻓﺖ،ﻫﺮﭼﻪ ...
371.منِ احمق - تاریخ: 1397/8/10 ساعت: 19:31
مثلا قرار بود این دوستمونم با خودمون ببرم دانشگاه، به هر زحمتی براش پذیرش گرفتیم، الان نمیره کارای ویزاشو درست کنه ... جالب این وضع اقتصادی خونواده ی اون چندین برابر دارم میگم چندین یعنی خععععلیییی بهتر از خونواده ی ماس ولی بازم انتظار داره خرجشو من بدم... خوب نیست توی عالم رفاقت گفتن این حرفا، ولی ...
372.هم کلاسیا - تاریخ: 1397/8/10 ساعت: 19:31
دو ماهی میشه که رفتم ... نمیخواستم دیگه بیام...حتی نگا کنم وب رو چه برسه به پست گذاشتن ... ولی یهو دلم خواست داستان امروز و ناراحتی یه جورایی اینکه من احساس میکنم دلش شکسته رو بنویسم ... شایدم من اشتباع میکنم ولی اینطور بنظر رسید ... کلی داستان دیگه هست که بقیه رو توی دفترم نوشتم و اینجا حوصله و وقت...
373.احساس ضعف ... - تاریخ: 1397/8/10 ساعت: 19:31
احساس ضعف و ناتوانی میکنم ... دغدغه دارم ... تنبلم ... نمیشه گفت ...نمیشه نوشت ... خدایا کمکم کن ...
374.خیلی بده کسیو نداشته باشی حتی حرفاتو بش بزنی ... - تاریخ: 1397/8/10 ساعت: 19:31
همه آدما ایمقدر گرفتاری دارن که وقت ندارن به چرت و پرتای بقیه گوش بدن ... رفقا ما هم یکی از یکی بدتر ... فکر و ذکرشون دختر بازیه و این چیزا ... اگه یه ادم یه روز دلش بگیره و بخاد حرف بزنه و یه مشکلی داشته باشه ... کلا دلش بخاد یکی باشه که راهنمایی یا حتی فقط به حرفاش گوش بده ... باید چیکار کنه ... ا...
375.شاید باید این وبلاگو حذف کنم - تاریخ: 1397/8/10 ساعت: 19:31
شاید باید این وبلاگ رو حذف کنم ... قبلا تقریبا همینقدر ازش گذشته بود... ذفعه اول سال ۹۳ بود وبلاگ رو نوشتم ... وسطاش پاکش کردم ... الان ۹۷ هستش ...خیلی چیزا تغییر کرده ...دیگه مثل سابق حسش نیست بیام ... شاید سابق هم از حماقتم میومدم و می نوشتم ... نمیدونم دنبال چی بودم ... هنوزم نمیدونم ... از روی ت...
365.پریشونم - تاریخ: 1397/4/20 ساعت: 15:33
پریشونم و آشفته ام ... نمیدونم چی پیش میاد ...خدایا کمکم باش ... تاريخ :
366.بازم کم شعوری دوستان و اعصاب من - تاریخ: 1397/4/20 ساعت: 15:33
نمیدونم دلیل این کاراش چیه ، یعنی واقعا اینم میخاد درس بخونه ...&#
367.چقدر یه ادم میتونه لاشی باشه ... - تاریخ: 1397/4/20 ساعت: 15:33
اخه نمیتونم هضمش کنم ،چطور یه آدم کل روزش در مورد فکر کردن درب&#15
355.شاید روزای آخر - تاریخ: 1397/2/15 ساعت: 14:06
خیلی وقته درگیر کارامم و وقت نوشتن ندارم ...شاید بزودی رفتم از اینجا ...تا جا رو برای اون و دوست پسراش باز کنم ...ولی حق اون پسره هم بود ...چطور نفهمید دوستش نداره و داره ازش استفاده میکنه ...درسته که بهم نگفت برگردم ولی تمام مدت میدونم کع درگیر بود که به خودش بقبولونه که از ترک کردن من پشیمون نیست ...
303.کابوس ها و بدخوابی های شبونه ... - تاریخ: 1396/9/4 ساعت: 11:37
[unable to retrieve full-text content]چند شبیه که همش کابوس و خوابای بد میب&
304.خاک تو سرم با این زندگیم ... - تاریخ: 1396/9/4 ساعت: 11:37
امروز صبح کوئیز داشتم بجاش گرفتم خابیدم تا الان ... انگار خیلی احمقم ... یعنی خاااک تو سرم ... به هیچ دردی نمیخورم ... اخه ...چی بگم والا ... خدایا منو از رو زمین بردار ...تو رو خدا ... خدا ، تو که کمکی نمیکنی اوضاع بهتر بشه پس بردار ببر منو ...
305.فرق من و بقیه ... - تاریخ: 1396/9/4 ساعت: 11:37
ملت میشینن یه ساعت با عشقشون حرف میزنن و قربون صدقه شون میرن تا شارژشون تموم بشه ... اونوقت من میشینمو حسرت میخورم که یه بارم نشد باهات درست حرف بزنم ... خوش بحال ملت ... چهارشنبه یکم آذر ۱۳۹۶ | 21:37 | ابوالفضل |
259.اونایی که میگین خودکشی کنم ... - تاریخ: 1396/7/9 ساعت: 20:01
دوست دارم بمیرم ... خودکشی نمیکنم چون هم میترسم از خودکشی هم نمیخام ابروی خونواده مو بمیرم ... میخام خدا منو بکشه ... میخام خدا که منو اورده خودش منو ببره ...
260.دیووونم من - تاریخ: 1396/7/9 ساعت: 20:01
[unable to retrieve full-text content]اخه الان چه وقت دلتنگیهxa0... نمیدونم به کی بگم اخه که دلم برات تنگ شده .... xa0
261.شمارمو پاک کردی... - تاریخ: 1396/7/9 ساعت: 20:01
فک میکنم شمارمو از حافظه گوشیت پاک کردی ... همونجوری که منو پاک کردی ... ان شالله کنارش خوشبخت باشی ... خیلی دوستت دارم ... نمیدونم چجوری روزامو سر کنم ... همش حس میکنم استرس دارم و مضطربم ... انگار همه چی داره بد میشه برام ... نمیدونم چرا زنده ام ... نمیدونم به چه دردی میخورم ... کی تموم میشه ...