
سه و نیم سال پیش بود ... دوست ِ یکی از دوستام بود ... داشتیم همینطوری حرف میزدیم ... که کلا داشتیم شخصیت همدیگه رو دربارش میگفتیم ... هر کی درباره اون یکی نظر میداد ... تا اینکه نوبت من شد ...میخاستن شخصیت منو توضیح بدن ... یکیشون گفت ابوالفضل همیشه چهره اش نورنانیه خخخخ یعنی من ترکیدم ...گفتم چرا ... گفت لابد چون نماز میخونی و فلان وفلان ...خیلیم جدی بوداااا بعد دوباره نوبت اون یکی بود گفت م...
ادامه مطلب