دوست ِ یکی از دوستام بود ...
داشتیم همینطوری حرف میزدیم ... که کلا داشتیم شخصیت همدیگه رو دربارش میگفتیم ...
هر کی درباره اون یکی نظر میداد ...
تا اینکه نوبت من شد ...میخاستن شخصیت منو توضیح بدن ...
یکیشون گفت ابوالفضل همیشه چهره اش نورنانیه خخخخ یعنی من ترکیدم ...گفتم چرا ...
گفت لابد چون نماز میخونی و فلان وفلان ...خیلیم جدی بوداااا
بعد دوباره نوبت اون یکی بود گفت من یه چیزی میگم ولی پررو نشی ...
گفتم بگو ...گفت راس میگه منم همیشه فک میکنم تو پسر بهشتی هستی یعنی بمیری میری بهشت ...
من دیگه زمینو گاز میزددم ...
اینقدر من میخندیدم که نگو ....
اخه من اخلاق و معاشرتم با بقسه معمولا خوبه ...فقط تو خونه گاهی عصبی میشم ...
البته خیلی ابجیم اذیت میکنم به شوخی ...خخخخ
نوبت به اخریش رسید گفت ...گفت ابوالفضل ...منم نمیدونم چرا ولی حس میکتم بخاطر اخلاقت یه روز یه نفر بدجور عاشقت میشه که نمیتونه ازت دل بکنه ....
اینو که گفت یه لحظه هنگ کردم ...صبر کردم هضم بشه ...
ولی بعد فهمسدم بین همشون این چرت و پرت ترینشونه ...
منی که حتی خانومی نموند چطور یکی عاشقم میشه خخخخ
دیوونه وار نمیخاییم تو همسنجورس دوستم داشته باش ...