اون صمیمی ترین رفیق بابام بود ...
مثل عموم برام عزیز بود ...
دقیقا مثل بابا....
عارضه قلبی ...
نیمه های شب...
لعنت به این قلب ...
تا صبح بیشتر نمیشه دووم آورد ...
خدایا رفیق بابامو بردی پیش بابام ...
پس مواظبشون باش ....
برچسب:
نویسنده: آریا رضاپور