خرید بک لینک
این مدت که پست نذاشتم اصن وقت نداشتم .. کارای ثبت نام ارشد وکارای بچه ها ...

کلی دردسر دیگه ...

دیشبم ماشینو پلیس برد پارکینگ ...

فقط اعصاب خوردی ...

من خیلی ارومم ولی خدا نکنه عصبی بشم ...

من کلا حرف نمیزدم دوستمداشت راضیشون میکرد نبره پارکینگ ماشینو ...

اخرش که دید راضی نمیشه گف خو تو هم یه کلمه بگو ...

من رفتم جلو پلیسه گفتم اگه راهی هست با ما راه بیایین اخه گواهینامه رو بابایدوستم تو ماشینش بود برده بود ...

دیگه منم اعصابم خراببببببب ...

گفتم یعنی چی کلی ادم خلاف میکنن ولشون میکنین ما رو میگیرن ...اخه راهنمایی رانندگیم نبود که نیرو انتظامی رو چه به گواهینامه ...

از این زورم گرفته بود ...

دیگه زدم به سیم اخر ...گفتم حقتونه که هر بلایی سرتون میاد ...

گفتم حقتون که بخاطر یه گواهینامه بکشمتون

پلیسم دیگه یکم گریخده بود ...خخخخ

سربازه کشید منوکنار گف ولش کن بابا ...

دوستمم منوکشید کنار گفت ماشین رو ازاد میکنن خودت گیر میفتی بسه ولش کن ...

گفتم نه دیگه کل دنیا پلیس نشون امنیت ما اینجا باید تا پلیس میبینم فرار کنیم ...

یارو پلیس میگف قانونه ...گفتم قانون بخوره تو .... بعد دیگه چیزی نگفتم ...دوستم دیگه منو پیاده کرد ماشینو برد پارکینگ ...

ولی بدجور عصبی شدم ...خخخخ

برچسب: نبودم, نویسنده: آریا رضاپور تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 14:03

صفحه بندی